عنوانش رو شما بگید...

روزگارم مرد با تمام خاطراتش

فدای تو عشقم (احسان)

عنوانش رو شما بگید...

شاپرک ، یکی از دخترای خوشگل کلاسمون بود. شبا در اتاقشو قفل

 می کرد و میرفت تا صبح تو خونۀ دوس پسرش نیما میموند. و صبح از

در بالکن میرفت تو اتاقش. یه روز اومد سر کلاس ، زد زیر گریه. پرسیدم

چته؟ گفت نیما دیشب بالشتو گذاشت رو صورتم و کرد تا ته. من الان

دیگه دختر نیستم. بعدش رفت دکتر واسه ترمیم ، دکترش گفت خرجش

200 تومن میشه ولی اگه باهام بخوابی، 70 تومن بیشتر ازت نمی

گیرم. شاپرک قبول کرد. روی همون تخت... مطب با دکترش خوابید ،

بعدشم دکتره براش ترمیم کرد و چند سال بعدش ، نازلی که اونم یکی

از خوشگلای کلاسمون بود، گفت به دوس پسرم (شاهین) گفتم باکره

نیستم، گفته من باهات ازدواج نمی کنم. میخام با یه دختری ازدواج کنم

که دست هیچ پسری بهش نخورده باشه. شیش ماه بعدش شاهین

با شاپرک ازدواج کرد.

هیچ وقت قیافۀ خوشحال شاهینو یادم نمیره. خوشحال بود از اینکه

بالاخره دختری رو پیدا کرده که دست هیچ پسری بهش نخورده !

این واقعا یعنی چی؟؟؟؟؟؟



نظرات شما عزیزان:

نسیم
ساعت11:45---11 خرداد 1391
گـرم آغـوشـت شـدم چـه زود فـرامـوشـت شــدم

تـقـصـیـر تـونـبـود خودم باری روی دوشـت شــدم

کاشـکی دلـت بهـم می گفـت نقشــه ی قـلبـمـو داره

هرکی زدورفت و شکست یه روز یه جا کم میاره

مونـدن وسوخـتـن و ساخـتن همـه یادگاره عـشـقـه

انتقـام از تو گرفـتن کار مـن نیسـت ،کاره عـشـقـه


kazem
ساعت17:35---7 خرداد 1391
بهم یه سر بزن اگه وقتشو داری

prince
ساعت13:11---7 خرداد 1391
جالب بود
اما بیشتر تلخ بود
یه حقیقت تلخ
همیشه هم دختر بد هست و هم پسر بد
از کجا معلوم اون آقا شاهین خودش هم این کاره نبوده؟!
همه همه کاری می کنن اما موقع ازدواج دوست دارن با کسی باشن که دست هیشکی بهش نخورده و جالب تینجاست که خدا خوب میزاره تو کاسه شون


kazem
ساعت20:00---6 خرداد 1391
سلام باور می کنی امروز من بخاطر همین داستان خراب شده؟صبح اومدم وبت این داستانو خوندم توبخش پروفایلت 2 تا پیام گذاشتم گمونم ندیدی به هر حال واقعیتیه که نمیشه انکارش کرد بدبختی ما یکی دوتا نیست

دخترغم
ساعت19:58---6 خرداد 1391
سلام آجی چطوری وبلاگت قشنگه عین خودت با افتخارلینک شدی

مهدی
ساعت13:49---6 خرداد 1391

وقتی پروانه عشق در تاری بیفتد که عنکبوتش سیر باشد

تازه قصه زندگی آغاز شده است زیرا دیگر نه می تواند پرواز کند نه بمیرد . . .


ramtin
ساعت13:48---6 خرداد 1391
kheyli ghashang bud bazam mikham .پاسخ:باشه پسر عمه ی گلم...

Hossein
ساعت13:46---6 خرداد 1391
میگم مطمءنی اینا هردوتاشون هم کلاسیات بودن؟؟؟؟؟

مغزم داره از کار وامیسته.اخه چطوری اینقدر راحت به نیما اعتماد کرده؟؟؟!!!!!
پاسخ:سلام عزیزم این یه داستان بود دوستای من نبودن ولی واقعیت داشت.


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





+ نوشته شده در شنبه 6 خرداد 1391برچسب:, ساعت 1:3 توسط رکسانا |