روزگارم مرد با تمام خاطراتش

فدای تو عشقم (احسان)

جانماز...

پدرم گفت نماز از چه شکسته ای بی دین؟؟  گفتمش طاقت بی غیرتی ام نیست ببین......مهر

و سجاده ی خاک وطنم گشته اسیر made in chinaزیر سجاده نوشته است پدر...

+ نوشته شده در جمعه 19 خرداد 1391برچسب:, ساعت 2:11 توسط رکسانا |


دلقک غمگین

روزی مردی پیش دکتر روانپزشک رفت گفت : غم عالم در دل من است،

دکتر گفت : می توانی به سیرکی که در همین نزدیکی است بروی در آنجا دلقکی است که غم را از تو می گیرد

آن مرد بلند شد و در حال رفتن به دکتر گفت از بخت بدم من هم دلقکم...!

+ نوشته شده در جمعه 19 خرداد 1391برچسب:, ساعت 1:46 توسط رکسانا |


سیگار

 به من نگو( سیگار) نکش
بپرس برا کدوم دردم سیگار میکشم
بپرس اصلا چرا سیگاری شدم؟!
مطمعن باش اون موقع خودت برام کبریت میکشی...

+ نوشته شده در سه شنبه 16 خرداد 1391برچسب:, ساعت 1:23 توسط رکسانا |


منو دلم...

یه روز خودم و دلم عاشق یه نفر و دلش شدیم

ولی اون بی رحمانه خودمو دلمو از خودش و دلش روند

دیروز با یه دست گل اومده بود به دیدنم با یه نگاه مهربون

همون نگاهی که سالها از من دریغش می کرد

گریه کرد و رفت...

قبل رفتنش گفت : دلش برام تنگ شده!

ولی من فقط نگاهش کردم وقتی رفت

سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود...

+ نوشته شده در شنبه 13 خرداد 1391برچسب:, ساعت 20:20 توسط رکسانا |


قاصدک

به قاصدک زندگیت بگو :

هیچی نمیتونه خوبی هاتو از دلم پاک کنه حتی فاصله ها!!

 

+ نوشته شده در سه شنبه 9 خرداد 1391برچسب:, ساعت 22:53 توسط رکسانا |


شریعتی...

من در سرزمینی زندگی میکنم که مردمش صحنه بوسیدن

دو عاشق رابا نفرت بیشتری نگاه میکنندتا صحنه اعدام یک

انسان واین را مذهب می خوانند!

                                                      دکترشریعتی

+ نوشته شده در سه شنبه 9 خرداد 1391برچسب:, ساعت 21:35 توسط رکسانا |


هرچی...

هر چی مهربونتر باشی بیشتر بهت ظلم میکنن


هر چی صادق تر باشی بیشتر بهت دروغ میگن


هر چی دلسوزتر باشی بیشتر سرت کلاه میذارن


هر چی قلبتو آسونتر در اختیار بذاری راحت تر لهش میکنن


هر چی آرومتر باشی فکر میکنن آدم ضعیفی هستی


هر چی بیشتر به فکر دیگران باشی بیشتر حقتو میخورن


هر چی خودتو خاکی تر نشون بدی واست کمتر ارزش قائلن

+ نوشته شده در دو شنبه 8 خرداد 1391برچسب:, ساعت 1:12 توسط رکسانا |


عنوانش رو شما بگید...

شاپرک ، یکی از دخترای خوشگل کلاسمون بود. شبا در اتاقشو قفل

 می کرد و میرفت تا صبح تو خونۀ دوس پسرش نیما میموند. و صبح از

در بالکن میرفت تو اتاقش. یه روز اومد سر کلاس ، زد زیر گریه. پرسیدم

چته؟ گفت نیما دیشب بالشتو گذاشت رو صورتم و کرد تا ته. من الان

دیگه دختر نیستم. بعدش رفت دکتر واسه ترمیم ، دکترش گفت خرجش

200 تومن میشه ولی اگه باهام بخوابی، 70 تومن بیشتر ازت نمی

گیرم. شاپرک قبول کرد. روی همون تخت... مطب با دکترش خوابید ،

بعدشم دکتره براش ترمیم کرد و چند سال بعدش ، نازلی که اونم یکی

از خوشگلای کلاسمون بود، گفت به دوس پسرم (شاهین) گفتم باکره

نیستم، گفته من باهات ازدواج نمی کنم. میخام با یه دختری ازدواج کنم

که دست هیچ پسری بهش نخورده باشه. شیش ماه بعدش شاهین

با شاپرک ازدواج کرد.

هیچ وقت قیافۀ خوشحال شاهینو یادم نمیره. خوشحال بود از اینکه

بالاخره دختری رو پیدا کرده که دست هیچ پسری بهش نخورده !

این واقعا یعنی چی؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در شنبه 6 خرداد 1391برچسب:, ساعت 1:3 توسط رکسانا |


قیامت!

                  گفته اند : قیامت پراز خطر است

                اما دوری تو قیامتی دگر است.

+ نوشته شده در جمعه 5 خرداد 1391برچسب:, ساعت 12:26 توسط رکسانا |


وای...

                               عهد کردم که بدهکار نباشم به کسی

                                               وای

                           ازدست محبت که بدهکارم کرد!

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

+ نوشته شده در دو شنبه 1 خرداد 1391برچسب:, ساعت 22:35 توسط رکسانا |